آغوش جای پارکیست که جریمه ای ندارد .... و بوسه تصادفیست که خسارتی ندارد ......
درباره من
~~~ _..-♥*°*♥-..~~~~ _..-♥*°*♥-.._
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
زندگی تنها عبور نفسها نیست ،
تداعی لحظه هایی است که به یاد خوبان میگذرد
~♥~Love,Peace and Respect♫❤♪♫~♥
~~~ _..-♥*°*♥-..~~~~ _..-♥*°*♥-.._
_..-♥*°*♥-..__..-♥*°*♥-.._
❤ P∀RIℕ∀Z ❤ & ❤ EH$∀ℕ ❤
ادامه...
دلم برای کسی تنگ است که چشمهای قشنگش را به عمق آبی دریا می دوخت و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند دلم برای کسی تنگ است کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد و پری دلم را با وجود خود خالی دلم برای او تنگ است
چقدر کامنتات زیبابودند ممنون عالی عالی عالی مرسی
به سلامتیه کسی که نمیشناسد مرا
اما نوشته هامو میخونه
تا از درونم با خبر بشه
و بهم بفهمونه که تنها نیستیم
هنوز هم وقتی باران می آید
تنم را به قطرات باران می سپارم
می گویند باران رساناست
شاید دستهای من را هم به دستهای تو برساند
غریبه بود... آشنا شد... عادت شد... عشق شد... هستی شد........... روزگار شد... خسته شد... بی وفا شد... دور شد.... بیـگانه شد.... حسرت شد.... خاطره شد.... فراموش نشد.... فراموش نشد.... فراموش نشد.... .
تو با دلتنگیای من تو با این جاده همدستی
تظاهر کن ازم دوری تظاهر می کنم هستی.....
دیگه این حرفو نزن ناراحت میشما ................
در ضمن اپت خیلی قشنگ بود...........................
من به تنهایی باغ
بعد یک خواب زمستانی میاندیشم
و به گلهای فروخفته به دامان سکوت
من به یک کوچۀ گیج
گیج از عطر اقاقیها میاندیشم..........
دقیقا حرف درستیه
دلم برای کسی تنگ است
که چشمهای قشنگش را
به عمق آبی دریا می دوخت
و شعر های قشنگی چون پرواز پرنده ها می خواند
دلم برای کسی تنگ است
کسی که خالی وجودم را از خود پر می کرد
و پری دلم را با وجود خود خالی
دلم برای او تنگ است
سلام ممنون که اومدی........
بابا اشکال نداره تنت سالم بااااااااااشه.
بازم بیااااااااااااااا
شنیدم که جون قویی زیبا بمیرد
فریبنده زاد و فرببا بمیرد...
آّپم [گل]
از همین ابتدا

مرا چو ماهی از آب
بیرون بینداز از مهمانیت!
شاید آنگاه بفهمم
شاید آنگاه دست و پا بزنم
شاید آنگاه ...
اولین روز بارانی را به خاطر داری؟
غافلگیر شدیم
چتر نداشتیم
خندیدیم
دویدیم
و به شالاپ شلوپهای گل آلود عشق ورزیدیم.
دومین روز بارانی چطور؟
پیشبینیاش را کرده بودی
چتر آورده بودی
من غافلگیر شدم
سعی میکردی من خیس نشوم
و شانه سمت چپ تو کاملاً خیس بود
سومین روز چطور؟
گفتی سرت درد میکند
حوصله نداشتی سرما بخوری
چتر را کاملاً بالای سر خودت گرفتی
و شانه راست من کاملا خیس شد
و چند روز پیش را چطور؟
به خاطر داری؟
که با یک چتر اضافه آمدی
و مجبور بودیم برای اینکه پینهای چتر توی چش و چالمان نرود
دو قدم از هم دورتر برویم
فردا دیگر برای قدم زدن نمیآیم.
تنها برو!......................
سلام احسان وبلاگت خیلی قشنگه
به منم سر بزن
خستگی را تو به خاطر مسپار ...که افق نزدیک است و
خدایی بیدار که تو را میبیند
و به عشق تو همه حادثه ها میچیند که تو یادش افتی و
بدانی
که همه بخشش اوست و همینش کافیست................
زندگی باور آرزوهاست .........
برایت آرزوهای قشنگ میکنم وتو انها را باورکن........
دوست داشتن همیشه گـــفتن نیست گاه سکوت است و
گاه نگــــــاه ... غـــــریبه ! این درد مشترک من و توست که
گاهی نمی توانیم در چشمهای یکد یگــرنگــــاه
کنیم...............
زندگی فیلم است.کارگردان آن خدا...........
تصویربرداران فرشتگان.بازیگران آن ما هستیم.......
پس سعی کنیم در جشنواره ی اخرت اسکار بگیریم. ....
......................
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
با تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کردی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردیکه این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی ................
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم سکوت را فراموش می کردی
تمامی ذرات وجودت عشق را فریاد می کردی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم چشمهایم را می شستی
و اشکهایم را با دستان عاشقت به باد می دادی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم نگاهت را تا ابد بر من می دوختی
تا من بر سکوت نگاه تو رازهای یک عشق زمینی را با خود به عرش خداوند ببرم
ای کاش می دانستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم هرگز قلبم را نمی شکستی
اگر می دانستی که چقدر دوستت دارم لحظه ای مرا نمی آزردیکه این غریبه ی تنها , جز نگاه معصومت پنجره ای و جز عشقت بهانه ای برای زیستن ندارد
ای کاش می دانستی ...............
وبلاگتو کامل خوندم و لذت بردم. به منم سر بزن